چند سال پیش، برندها شروع به استفاده از شخصیتهای دیجیتالی مانند لیل میکولا و نونووری کردند تا ببینند آیا مردم با این شخصیتهای مجازی همانطور که با انسانها ارتباط برقرار میکنند، تعامل خواهند داشت یا نه. نتایج این آزمایش ترکیبی از علاقه و تردید بود.
اما امروز، اینفلوئنسرهای ساختهشده توسط هوش مصنوعی نهتنها در کمپینهای تبلیغاتی حضور دارند، بلکه قراردادهای بزرگ با برندها میبندند و دنبالکنندگان زیادی هم جمع میکنند. اما سوال اینجاست: آیا این شخصیتهای مجازی واقعاً میتوانند جایگزین اینفلوئنسرهای انسانی شوند یا این فقط یک جلوهی فناوری پیشرفته است؟
ابزارهای هوش مصنوعی مثل ChatGPT، Synthesia، Midjourney و Runway AI تولید محتوا را بسیار آسانتر و سریعتر کردهاند. برندها هم بیشتر از قبل به اینفلوئنسرهای مجازی روی میآورند تا پیامهای خود را کنترل کنند، ثبات داشته باشند و ریسکهای کمتری بپذیرند. اما آیا هوش مصنوعی واقعاً میتواند خلاقیت، ارتباط و تأثیرگذاری انسان را جایگزین کند؟
برای پاسخ به این سوال، با Hikari Senju، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Omneky که در زمینهی تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی فعالیت میکند، صحبت کردیم. او معتقد است که اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی جذاب هستند، اما در نهایت مردم به انسانها اعتماد میکنند. هوش مصنوعی میتواند تولید محتوا را سریعتر و بازاریابی را آسانتر کند، اما یک چیز مهم را ندارد: اصالت.
اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی امروز چه نقشی دارند؟
اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی دیگر یک ایدهی آیندهنگرانه نیستند؛ آنها همین حالا هم حضور دارند. مثلاً لیل میکولا، یک شخصیت مجازی در اینستاگرام با بیش از ۲.۶ میلیون دنبالکننده، یا نونووری، یک اینفلوئنسر مجازی در صنعت مد که با برندهایی مثل دیور همکاری میکند. این شخصیتهای دیجیتالی قراردادهای بزرگ با برندها میبندند و مخاطبان زیادی را جذب میکنند.
Senju توضیح میدهد که برندها به اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی روی میآورند چون آنها قابل پیشبینی و کنترل هستند و هرگز درگیر رسواییهای اخلاقی نمیشوند. این ویژگیها آنها را به گزینهای جذاب برای برندهای لوکس و شرکتهای بزرگ تبدیل میکند.
اما سوال مهم این است: آیا این شخصیتهای مجازی واقعاً میتوانند با مخاطبان ارتباط عمیق برقرار کنند؟ بعضی از اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی آمار تعامل خوبی دارند، اما هنوز مشخص نیست که آیا میتوانند ارتباطات معنادار انسانی ایجاد کنند یا نه.
Senju میگوید: «تعامل یک چیز است، اما تأثیرگذاری چیز دیگری. آیا یک اینفلوئنسر هوش مصنوعی میتواند کسی را متقاعد کند که عادتهایش را تغییر دهد، محصولی جدید امتحان کند یا یک ارتباط عاطفی واقعی ایجاد کند؟ اینجاست که هوش مصنوعی هنوز ضعف دارد.»
هوش مصنوعی در مقابل اینفلوئنسرهای انسانی: نقاط قوت و ضعف
رقابت بین هوش مصنوعی و اینفلوئنسرهای انسانی فقط درباره فناوری نیست، بلکه درباره اعتماد، خلاقیت و ارتباط است. هرچند هوش مصنوعی به سرعت در حال تغییر صنعت است، اما اینفلوئنسرهای انسانی هنوز نقاط قوت منحصر به فردی دارند که جایگزینی برای آنها وجود ندارد. بیایید این موضوع را بررسی کنیم.
نقاط قوت اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی:
۱. مقرون به صرفه بودن:
تولید محتوا توسط هوش مصنوعی هزینههای کمتری دارد، چون نیازی به پرداخت دستمزد به اینفلوئنسرها یا قراردادهای حمایت مالی نیست.
۲. ثبات و مقیاسپذیری:
اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی خسته نمیشوند، نیاز به استراحت ندارند و هرگز تقاضای افزایش حقوق نمیکنند. آنها ۲۴ ساعته و بدون وقفه کار میکنند.
۳. کنترل کامل برند:
اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی قابل پیشبینیتر هستند. آنها درگیر رسواییهای اخلاقی نمیشوند، توئیتهای بحثبرانگیز نمیزنند و نظرات شخصی ندارند که ممکن است به برند آسیب بزند.
۴. شخصیسازی پیشرفته:
هوش مصنوعی میتواند محتوایی متناسب با بخشهای مختلف مخاطبان تولید کند و پیامها را به طور پویا برای بازارهای مختلف تنظیم کند.
Hikari Senju، بنیانگذار شرکت Omneky، میگوید: «هوش مصنوعی به برندها اجازه میدهد کنترل کامل روی پیامهای خود داشته باشند، بدون اینکه نگران خطرات ناشی از اینفلوئنسرهای انسانی باشند. اما کنترل همیشه به معنای ایجاد ارتباط قوی نیست.»
نقاط قوت اینفلوئنسرهای انسانی:
۱. اعتماد و اصالت:
Senju توضیح میدهد: «شخصیتهای ساختهشده توسط هوش مصنوعی ممکن است جذاب به نظر برسند، اما فاقد آن لحظات واقعی و بدون فیلمنامهای هستند که اینفلوئنسرهای انسانی را قابل ارتباط میکند.»
۲. انعطافپذیری و خلاقیت:
انسانها میتوانند به روندها در لحظه واکنش نشان دهند، بینشهای شخصی خود را اضافه کنند و بداههپردازی کنند. در حالی که هوش مصنوعی هنوز به الگوهای از پیش تعیینشده وابسته است.
۳. جامعه و روابط:
رسانههای اجتماعی بر پایه تعامل و ارتباط ساخته شدهاند. اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی میتوانند به نظرات پاسخ دهند، اما آیا میتوانند دنبالکنندگان واقعی و وفادار ایجاد کنند؟ Senju میگوید: «هنوز نه.»
او اضافه میکند: «در قلب بازاریابی اینفلوئنسری، اعتماد انسانی قرار دارد. هوش مصنوعی میتواند تعامل ایجاد کند، اما نمیتواند روابط واقعی بسازد.»
آیا برندها انسانها را کنار خواهند گذاشت؟
برخی برندها، به ویژه در صنایع مد و فناوری، در حال آزمایش با اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی هستند. شرکتهایی مانند پرادا، سامسونگ و بالمین از شخصیتهای هوش مصنوعی در کمپینهای خود استفاده کردهاند.
اما اینفلوئنسرهای انسانی هنوز در زمینههایی که اصالت و داستانسرایی اهمیت بیشتری دارد، حرف اول را میزنند. برندهایی مانند نایک، Gymshark و Fenty برای ارتباط با مخاطبان خود به شدت به روایتهای شخصی و داستانهای واقعی تکیه میکنند؛ چیزی که هوش مصنوعی در تقلید از آن ناتوان است.
برندها به اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی علاقه نشان میدهند، چون آنها آیندهنگر و مقرون به صرفه به نظر میرسند. اما وقتی پای متقاعد کردن واقعی و تبدیل مخاطب به مشتری به میان میآید، انسانها همچنان برتری دارند.
نظر مصرفکنندگان چیست؟
یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۴ نشان داد که ۷۸ درصد از مصرفکنندگان به اینفلوئنسرهای انسانی بیشتر از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی اعتماد دارند و هنگام تصمیمگیری برای خرید، به توصیههای آنها توجه میکنند.
Senju میگوید: «اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی ممکن است بتوانند سر و صدا ایجاد کنند، اما آیا واقعاً میتوانند فروش را افزایش دهند؟ این سوال میلیون دلاری است.»
راهحل چیست؟ ترکیب هوش مصنوعی و داستانسرایی انسانی
برندها به تدریج یاد میگیرند که بهرهوری هوش مصنوعی را با داستانسرایی انسانی ترکیب کنند. اینفلوئنسرها نیز راههایی پیدا میکنند تا از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کنند، بدون اینکه صدای اصیل خود را از دست بدهند.
در اینجا، پلتفرمهایی مانند PopularityBazaar وارد عمل میشوند. این پلتفرمها به اینفلوئنسرهای واقعی کمک میکنند تا تعامل خود را افزایش دهند، بیشتر دیده شوند و در فضای رقابتی رسانههای اجتماعی باقی بمانند.
PopularityBazaar در افزایش معیارهای تعامل و اثبات اجتماعی در پلتفرمهایی مانند TikTok و اینستاگرام تخصص دارد. این پلتفرم به سازندگان محتوا کمک میکند تا اعتبار خود را افزایش دهند و دنبالکنندگان واقعی بیشتری جذب کنند. برای مثال، با خدمات مانند خرید بازدید TikTok یا دریافت لایک اینستاگرام، اینفلوئنسرها میتوانند محتوای خود را به مخاطبان بیشتری نشان دهند و در عین حال، اصالت خود را حفظ کنند.
به این ترتیب، سازندگان محتوا میتوانند در فضای سریع و رقابتی رسانههای اجتماعی موفق شوند، بدون اینکه ارتباط واقعی خود با مخاطبان را از دست بدهند.